"نمایش روانشناختی" و جنبه های آن اگر چه تصور عمومی از تاتر، اجرای نمايش بر صحنه و برای تماشاگر است. اما واقعيت اين است كه از حدود دههء سوم قرن بيستم ، شكل ديگری از نمایش پا به عرصه گذاشت كه تماشاگر در آن جايی نداشت . نمایشی كه ابداع آن را به ابتكارات خاص" مورنو" نسبت ميدهند. مورنو،روانشناسی شيفتهء نمایش بود كه در فلسفه، جامعه شناسی، و مذهب نيز مطالعاتی عميق داشت و صاحب نظر بود. او پی برد كه هنر نمایش ظرفيت های مهمی برای هدف های روانشناختی دارد، و بدنبال آن دست به ابداع تمرين و بازی هايی نمايشی زد كه منجر به ايجاد شاخه ای خاص در نمایش شد. شاخه ای كه امروز با عنوان كلی"نمایش روانشناختی" (سايكودرام) شناخته می شود. در اين فعاليت نمایشی تماشاگری در کار نیست و يك گروه به بازی های نمایشی در جمع خود و برای خود می پردازد، و موضوع آن زندگی و تمايلات خو د گر و ه بازيگران است. ويژگی ديگر و بسيار خاص اين نوع نمايش؛ نتيجه و كاربرد خاص آن است. نتيجه و کاربردی كه اگر نتوان گفت در اجرای نمايش صحنه ای و برای تماشاگر بكلی غايب است، می توان...
چاپ اول در وبسایت گویا نیوز نقاشیهای ایرانی درنمایشگاه موزه هاروارد. کنکاشی در آثار و داستان یک کوچ مجموعه نقاشیهای ایرانی، گردآورده برنارد برنسون (کارشناس هنر رنسانس ایتالیایی) تا ۱۳ آگوست ۲۰۱۷ در موزه هنر هاروارد به نمایش گذاشته شده است. این نوشته بر اساس مقاله «لی لارنس» در «وال استریت جورنال» میباشد اما با حذف بخشهایی و افزودن یا گسترش جنبههایی از مقاله طبیعتا تغییراتی در نگرش و ارزیابیها ایجاد شده است در اوایل قرن بیستم پاریس به ناگهان در جنب و جوش نقاشیها، عتیقهجات و نسخههای خطی نقاشی شدهای که از ایران میرسیدند قرار گرفت، بستههایی شگفت که آثاری را همچون گنجینهای در دل خود پوشانده بودند، و بنا به گفته نویسنده مقاله «از جمله به لطف خیزش و آشفتگیهای جنگهای شهری» انقلاب مشروطه که در زمان محمد علیشاه به ویژه درتهران و تبریز بپا خواست زمینهای مناسب برای تهیه و انتقال این آثار به اروپا فراهم شد (۱۹۰۸-۹میلادی برابر با ۱۲۸۷-۹ خورشیدی)، ...
نگاه میکنم، نگاه میکنم به آسمان گرفتۀ پائیز نگاه میکنم به ابر نگاه میکنم به وسعت پائیزی زمین و گوش میدهم گوش میدهم به صدای تنفسی که زیر قدمهایم از آب وخاک وبرگ بگوش میآید گوش میدهم به صدائی که میگوید؛ تو مثل عشق صریح و روشن باش ****************************************************************** صدای خندۀ تو زیر آبشار تر میشد و لای موسیقی برگها ونسیم بگوش میآمد، هوا به طعم برگهای خیس آکنده است ...
نظرات
ارسال یک نظر